X
تبلیغات
رایتل

از گلستان سعدی

یکی از حکما را شنیدم که می گفت : هرگز


 کسی به جهل خویش اقرار نکرده است


 مگرکسی که چون دیگری در سخن باشد


همچنان ناتمام گفته سخن آغاز کند .




دو شاهزاده در مصر بودند ، یکی علم اندوخت


 و دیگری مال اندوخت . عاقبته الامر آن یکی


 علّامه عصر گشت و این یکی سلطان مصر شد

 

 پس آن توانگر با چشم حقارت در فقیه نظر


 کرد و گفت : من به سلطنت رسیدم و تو


 همچنان در مسکِنت بماندی  گفت : ای برادر


  کر نعمت حضرت باری تعالی بر من واجب 


است که میراث پیغمبران یافتم


 و تو میراث  فرعون و هامون

[ چهارشنبه 9 تیر‌ماه سال 1395 ] [ 10:37 ق.ظ ] [ korosh zadbood ] [ 6 نظر ]