X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

نخیر


نخیر

اینطوری  اصلا نمیشه

زندگیم شده یا خوردن یا خوابیدن 

وقتاییم که بیکارم میرم سر کار

ینی دیگه اصلا اعصابم خورد شده خیلی

کم میام وب بابا بیخود که نگفتن اینترنت 

اعتیاد آوره ینی از وقتی کم به کم میام 

همش خمارم واسه همینم تصمیم گرفتم 

زود به زود پست بزارم اصلا معنی نمیده 

شدم مثل این وبلاگا هست هر از یکی دو ماه

میان تاتی میکنن میرن

خلاصه اصلا خوشم نمیاد اصلا بحثم این نبود

من راستیتش سریالای  کره ای که از 

تلوزیون پخش میشد نگا میکردم خیلی جذاب

بودن خیلیاشون مخصوصا داستان جومونگو 

بعدشم سرنوشت یک مبارز

این اواخرم رویای فرمانروای بزرگ 

خیلی جذاب بودن کلا  فهمیدم  

اولش کشور بیو   بوده  و چندتا کشور 

دیگه  که جومونگ از اونجا در 

میره میگه این زمینا همه مال بابام بوده 

باید همه رو پس بگیرم میره کشور گوگوریو 

رو تاسیس میکنه خلاصه از این سریال آخری هم

گرفتم که تو اون زمان چندتا کشور بودن 

شیلا،گوگوریو  و  باکچه  که اینا یه طرف 

بودن  و امپراتوری هان یا همون تسانگ هم

یه طرف که این کشورا کلا با تسانگ یا همون 

(فک کنم)چین امروزی در جنگ بودن

ینی چینیا میخواستن همشونو مسکه به بردگی 

بگیرن بابا این چینیا هم آدمای خشنین

باور کنین کلیپش تو آپارات هست 

جونور بدبختو زنده زنده آبپز میکنن سرخشم 

میکنن وقتی دارن میخورنش هنوز طفلک 

دست و پا میزنه...

خلاصه کاری نداریم که بخوام به مردم یه 

کشور توهین کنم ولی الان دقت کنین رو 

هرچی استفاده میکنی زده مید این چین

ینی اگه از اون لحاظ نتونسته قلمرو شو 

گسترش بده از این لحاظ بابا همه جارو گرفته

خلاصه فرمانروای شیلا میاد از همین تسانگ کمک

میگیره باکچه و گوگوریو رو فتح میکنه بعدشم

ارتش تسانگو بیرون میکنه سه قلمرو رو مثلا

متحد میکنه و اینچنین کره به وجود میاد 

البته دقیق نمیدونم کره جنوبی یا کره

شمالی به هر حال گفتم شاید چیز جالبی

باشه خواستم در موردش صحبت کنم


[ یکشنبه 26 دی‌ماه سال 1395 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ korosh zadbood ] [ 3 نظر ]