X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

کله پر از کاه...

روزی رهگذری از باغ بزرگی عبور می کرد


 مترسکی را دید که در میانه باغ ایستاده 


و کلاهی بر سر نهاده و مانع نشستن پرندگان 


بر ثمرات باغ است. رهگذر گفت


تو در این بیابان دلتنگ نمی شوی


 روزگار برایت تکراری نیست؟

.

.

.

آری


 من هم گاهی از اینکه 


دیگران را بترسانم و آزارشان بدهم


 هیجان زده می شوم و خوشحال


 مترسک گفت


نه تو نمی توانی ظلم کنی و یا از آزار دیگران


 خوشحال بشوی رهگذر علت را پرسید


 مترسک گفت کلّه من پر کاه است و کلّه 


تو پر مغز آدمی


 برترین مخلوق عالم


 مغز و ظرف ذهن توست


 تو نمی توانی مثل من باشی


 مگر اینکه کله ات پر کاه باشد

[ پنج‌شنبه 12 مهر‌ماه سال 1397 ] [ 07:17 ق.ظ ] [ korosh zadbood ] [ 2 نظر ]