ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
یکی از غذاخوری*های بین*راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته بود:
شما در این مکان غذا میل بفرمایید، ما پول آن را از نوه شما دریافت خواهیم کرد.
راننده*ای با خواندن این تابلو اتومبیلش را فوراً پارک کرد و وارد شد و ناهار مفصلی سفارش داد و نوش*جان کرد.
بعد از خوردن غذا سرش را پایین انداخت که بیرون برود، ولی دید که خدمتگزار با صورتحسابی بلند بالا جلویش سبز شده است.
با تعجب گفت:
مگر شما ننوشته*اید که پول غذا را از نوه من خواهید گرفت؟!
خدمتگزار با لبخند جواب داد: چرا قربان، ما پول غذای امروز شما را از نوه*تان خواهیم گرفت،
ولی این صورتحساب مال مرحوم پدربزرگ شماست
دانش ما کُره ای است که هرچه گسترش می یابد، به همان نسبت درمی یابیم که کدام چیزها را نمی دانیم.
من بچه بودم آرزو داشتم مادربزرگم بزاره دستگیره چرخ خیاطیش رو یه دور بچرخونم !
یه همچین آدمی قانعی بودم من !!!
یه بار هم رفتم دست کشیدم رو آفتابه ازش یه غول اومد بیرون
بهم گفت آرزو کن ! گفتم یه خونه میخوام … گفت خب من اگه
خونه داشتم تو آفتابه میخوابیدم !؟
خیلی منطقی بود لامصب …
راننده:
...[:S010:....
...
...
...
...
...
فروشنده:
خواننده:
بیچاره هرچی خورده بود کوفتش شد :|
دقت کردین همه بوتیکی ها یه بارِ لباس دارن که اول هفته دیگه از ترکیه میرسه !
دقت کردین ؟ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺳﺮﻣﺎ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﯼ ﻣﮕﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﻭﺯ ﻗﺒﻠﺶ ﺑﺎ ﺑﺎﺑﺎﺕ یا ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺳﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻟﺒﺎﺳﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍ ﮐﻤﻪ ﺑﺤﺚ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯽ !
ﭖ .ﻥ : ﺷﺪﺕ ﺑﺤﺚ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺷﺪﺕ ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﮔﯽ …
دقیقا



