ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
کتانى از مادرش اجازه گرفت تا به مکّه برود، وقتى به بادیه رسید
احتیاج به غسل پیدا کرد، با خود گفت
شاید رعایت شرایط نکرده ام و خداوند
مرا نپذیرفته است! برگشت و وقتى
به خانه رسید، مشاهده کرد که مادرش
پشت در به انتظار نشسته است
گفت: اى مادر، شما به من اجازه داده بودید
مادر گفت: بلى امّا خانه را بى تو نمى توانستم
دید، از زمانى که تو رفته اى اینجا نشسته ام
و نیت کرده بودم که تا باز آیى برنخیزم. کتانى تا مرگِ
مادر نزد او ماند و پس از مرگ مادر به مکّه رفت و مجاور شد
روباه را پرسیدند که در گریختن از سگ، چند حیله دانی؟ گفت
از صد فزون باشد؛ اما نیکوتر از همه اینست
که من و او را با یکدیگر اتفاق دیدار نیفتد!
شیر نری دلباخته ی آهوی ماده شد.
شیر نگران معشوق بود و میترسید
بوسیله ی حیوانات دیگر دریده شود.
به گزارش آکاایران: از دور مواظبش بود
پس چشم از آهو بر نداشت تا یک بار که از دور او
را می نگریست، شیری را دید که به آهو حمله کرد
فوری از جا پرید و جلو آمد
دید ماده شیری است
چقدر زیبا بود گردنی مانند مخمل
سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت
با خود گفت: حتما گرسنه است
همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد
و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد
اخی اخرییی
خاک تو سرش
سلام ممنون که اومدی و بهم سر زدی
سلام خواهش میکنم این حرفا چیه
نیومدی چند وقت فک کردم کلا نت نمیای به همین دلیل بهت سر نزدم
ببخشید من یکم سرم هی شلوغ و خلوت میشه اینه که یکم دیر خدمت میرسم
دل ساده داشتن تاوان دارد
هر روز باید بدوزی زخم هایی که
از صداقتت خورده ای ..
مرسی وبه شمام قشنگه
خواهش میکنم نظر لطفتونه
حــــرفـــی . . .
بـــرای گفــتـن اگـــر بـــود ،
دیـــوارهـــا ،
سـکـــوت نـــمی کـــردنــــد . . .
با تبادل موافقید؟
مرسی با افتخار لینک شدید
کوله بارم بر دوش ٬
سفری می باید ٬ سفری تا
ته تنهایی محض
هر کجا لرزیدی ٬ از سفر ترسیدی
فقط آهسته بگو :
من خدا را دارم
سلام خیر نبینه این مشغله
سلام
مرسی
خواهش میکنم
با اسم وبتون لینکید
مرسی
سلام اپم
سلام
اومدم
زیبابود عالیه
پدرومادر درگرانبهاییند
بله درسته مرسی
هنوز بعد تو سرگرم خاطرات تو ام
تو ای ستاره چه دنباله دار میگردی...