ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
مورچهای کوچک دید که قلمی روی کاغذ حرکت
میکند و نقشهای زیبا رسم میکند. به مور
دیگری گفت این قلم نقشهای زیبا و
عجیبی رسم میکند.نقشهایی
که مانند گل یاسمن و سوسن است
آن مور گفت: این کار قلم نیست
فاعل اصلی انگشتان هستند
که قلم را به نگارش وا میدارند.
مور سوم گفت: نه فاعل اصلی انگشت نیست
بلکه بازو است. زیرا انگشت
از نیروی بازو کمک میگیرد.
مورچهها همچنان بحث و گفتگو میکردند
و بحث به بالا و بالاتر کشیده شد
هر مورچه نظر عالمانهتری میداد
تا اینکه مساله به بزرگ مورچگان رسید.
او بسیار دانا و باهوش بود گفت: این هنر
از عالم مادی صورت و ظاهر نیست
این کار عقل است. تن مادی انسان با
آمدن خواب و مرگ بی هوش
و بیخبر میشود. تن لباس است
این نقشها را عقل آن مرد رسم میکند.
مولوی در ادامه داستان میگوید
آن مورچه عاقل هم، حقیقت را نمیدانست
عقل بدون خواست خداوند مثل سنگ است
اگر خدا یک لحظه، عقل را به حال خود
رها کند همین عقل زیرک بزرگ
نادانیها و خطاهای دردناکی انجام میدهد.
مرسی وب شماهم قشنگع
خواهش میکنم نظر لطفته
زیبا بود.
ممنون اومدی
نظر لطفته وظیفم بود ممنون از حضور سبزت
راستی من تا حالا به وب بلاگ اسکای کامنت نداده بودم
برام صفحه نظراتش جالب بود
بلی بسی جالب است
مثل همیشه عالی
مرسی نظر لطفته
ادمای مهربون اگه نامهربونی ببینن نامهربون نمیشن،فقط هی هرروز سردتر و ساکت تر میشن
کــاش ایــن مــردم می فهمیدند
حالـــی که پریـشان اسٺ،
آرامـــش میخواهـد، نـه سرزنـش
کاش خدا روزی تو را هم به درد من دچار کند.
بگویم برو
عاشقانه نگاهم کنی
بگویم نباش
عاشقانه نگاهم کنی
بگویم خسته ام،به سلامت
عاشقانه نگاهم کنی
کاش خدا تو را هم به درد من دچار کند
هرگز نباید بخشید،
کسی را که به دروغ تو را کنارِ دلش نگه می دارد و با تو عاشقانه رفتار می کند؛
تنها به این خاطر که این روزهایش
خالی از آدم است...
همچون قطرات بر سرم میبارد
هر بار ببینَدَم شکایت دارد
من عاشق صاف و صادقی بودم که
"کافر همه را به کیش خود پندارد"
میهن بلاگ که طرفدارای زیادی داره
شما چرا اولین بارتون بوده که اومدی میهن کامنت بدی؟
متعجب شدم
نمیدونم آخه بیشتر تو بلاگ فا چرخ میزنم شایدم دادم خبر ندارم
چرا همچو من دیر به دیر پست میگذاری ای رفیق
رفیق دس رو دلم نزار ک خونه
من تا دانشگاه بودم هر روز پست میزاشتم ولی از وقتی رفتم سر کار دیگه صب میرفتم دوازده شب میومدم خونه البته الان بیکارم تا چند مدتی ولی هنوز رودور نیوفتادم