همسر دوک کاونتری انگلیس
زنی خیلی محبوب و محترم بود. وقتی ظلم
شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود
را مشاهده کرد، اصرار زیادی کرد تا شوهرش
که مالیات رو کم کند ولی شوهرش از این کار سرباز میزد
بالاخره شوهرش یک شرط گذاشت. گفت
اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی من مالیات رو کم میکنم
گودیوا قبول میکند. خبرش در شهر میپیچد
گودیوا سوار بر یک اسب در حالی که همه پوشش بدنش
موهای ریخته شده روی سینهاش بود در شهر چرخید
ولی مردم شهر به احترام او، آن روز، هیچکدام از
خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجرهها را هم بستند
در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان
یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی دارد و مجسمهاش
در کاونتری ساخته شده است
سربازی از کنار یک ستوان جوان گذشت
و به او سلام نظامی نداد. ستوان او را
صدا کرد و با حالتی عبوس به او گفت
تو به من سلام ندادی. برای همین
حالا باید فوراً دویست بار سلام بدی
در این لحظه ژنرال از راه رسید و دید سرباز بیچاره
پشت سر هم در حال دادن سلام نظامی
است. ژنرال با تعجب پرسید اینجا چه خبره
ستوان توضیح داد این نادان به من سلام
نداد و من هم به عنوان تنبیه به او
دستور دادم دویست بار سلام دهد
ژنرال با لبخند جواب داد حق با توست
اما فراموش نکن آقا، با هر بار
سلام سرباز، تو هم باید سلام بدی
فکر نمیکنم مردای ایرانی به احترام کسی چشماشونو ببندن.
دم همچین زنی گرم واقعا :))
مردم انگلیس با فرهنگ بودن نیومدن بیرون
اگه ما ایرانیا بودیم ، قبل از زنه، بیرون بودیم :)))
با سونیا خیلی موافقم
والا چی بگم آبجی
چه حس خوبیه یکی رو داشته باشی
حتی وقتی که سرش شلوغه یهو برگرده
بهت بگه: محض اطلاع حواسم بهت هستا...!!!
من خودم زنم ولی اگه یه زن لخت بگرده چهار چشمی نگاش میکنم
سلااااااام
سلاااااااام
شما زنی مشکل نداره
یک روز در طرفِ دیگرِ سایهی رویا
همدیگر را خواهیم دید.
چشمهای من به تو میرسند و
دستهایم و
خواهی بود و
خواهیم بود
انگار همیشه بودهایم
در طرفِ دیگرِ سایهی رویا.
((خوزه آنخل بالنته))
برزن به سبوی صحبت نادان سنگ
بر دامن زیرکان عالم زن چنگ
با نااهلان مکن تو یک لحظه درنگ
آیینه چو در آب نهی گیرد زنگ
منظورم اینه که منکه یه زنم چهار چشمی نگاه میکنم


مردا چهار چشم دیگه میگیرن و به تماشا می شینند
بلی متوجه ام
من بدبخت یه پست گزاشتم منو همنجسام بمبارون شدیم
[گل]
پشت هر پنجره باشم، نظرم خیره به توست
در نگاهم تو فقط منظره ی دلخواهی...